غرق شده در تکنولوژی...

هر از چندگاهی شدیدا احساس غرق شدن تو تکنولوژی رو دارم،یعنی در کل خودمم یه شخصیت افراطی دارم ،تکنولوژی که جای خود داره...

یه دفعه ای حس بدی  از شروع شدن و تموم شدن روزم با وایبر و لاین و اینستا و ف ی س ب و ک و تلگرام و غیره پیدا میکنم،معمولا این حس بعد از چند دقیقه خوب میشه،امروز وقتی همون حس دوباره سر و کلش پیدا شد کاملا خودجوش به دوستم گفتم دلم میخواد به هفته ای کلا دور وایبر و رفقا رو خط بکشیم،ولی اگه پایه باشی اینکارو میکنم!

خیلی هم شیک دوستم گفت از الان شروع کنیم؟

من: غلط کردم!نیشخندولی غلط کردن دیگه سودی نداشت! و منم اون علامت دلنشین وای فای گوشی رو خاموش کردم و الان مهسا هستم فکر کنم سه چهارساعتیه که پاکم:))) و قرار شد از شنبه آنلاین بشیم...

البته مطمئن نیستم اومدن تو وبلاگم جز شرطمون بوده یا نه! ولی خب به هدفمون خللی وارد نمیکنه...ولی خب تا اون روز قرار گذاشتم وب گردی هم نکنم چون قرار نیست وقتم واسه اینترنت خیلی گرفته بشه و فقط وقتی نیاز شد ایمیلم و سایت دانشگاهو چک کنم و نوشتن توی این وبلاگ هم به خاطر اینه که خیلی وقته واسه همین تکنولوژی سوسکی طفلکی واقع شده...

تا الان یه کوچولو سخت بوده ولی خب نه اونقدر،یاد پیش دانشگاهیم افتادم و روزی که گوشیمو واسه کنکور تحویل دادم...

یه کمم درس خوندم!!!نیشخندنیشخندنیشخندچندتا اختلال ِ آسیب شناسی رو نشستم جزوه و کتابشو خوندم.احتمالا یکی دوتا کتابی که دوست داشتم بخونم یا نصفه مونده رو تموم کنم. راستش تا الان حس خوبی داشتم...

خدایا به من قدرتی بده که این چند روز رو تحمل کنم چون کار سخت از فردا شروع میشه...اوهنگران

/ 3 نظر / 27 بازدید
ترسا خانوم

منم به این درد دچار بودم و این حس زیاد می اومد سراغم یه روز خطمو شکوندم و بدش کلی پشیمون شدم خطمو مجدد گرفتم ولی از همه گروها انصراف دادم و دیگه الان تو هیچ گروهی عضو نیستم اولش یکم سخته اما بد عادت میکنی وقتی که تو ترکی بهتره با یه چی خوب سرتو گرم کنی که اگه باز به این یه چی خوب وابسته شدی چیز بدی نباشه مثلا کتاب

مترسک

تو مطمئنی دانشجویی؟ [نیشخند]

ترسا خانوم

اره حس فوق عالیه فک کن باوجود این تکنولوژی دلت میخواد بچسبی به هرچیزی که بوی قدیم رو میده من که اینجورم