انصراف...

لذت نبردن از چیزایی که قبلا باعث شادی تو میشدن...

این یکی از علائم بحرانی بود که پست قبلی گفتم،خودمم دقیق نمیدونم ربطی به بیست سالگی داره یا نه! و راستش دقیقا هم نمیدونم چه مرگمه!(واژه ی بهتری نتونستم پیدا کنم)

حس میکنم چند ماه قبل شروع شده ولی هرچی نزدیک به بیست سالگی میشه شدتش بیشتر میشه.

حس تنفر از خود...اینو خیلی اوقات داشتم! حالا شاید دوستا در جریانش نباشن  ولی خیلی اوقات از خودم بدم میومد،حالا این حس کم و زیاد میشد...

ولی خب جدیدا حس میکنم داره تبدیل میشه به تنفر! یعنی خودمو نمیتونم تحمل کنم...

روز به روز بیشتر میشه این تنفر،حتی چیزی که جدیدا فهمیدم اینه از کسایی که تا حدی خصوصیاتشون شبیه منه هم بدم میاد.

فکر و فکر و فکر!

تنبل بودم،حالا ده برابر تنبل و بی انرژی شدم! حتی حوصله ی انجام دادن کارایی که دوست دارم هم ندارم...

دم به ساعت سر هر چیزی که اتفاق افتاده و نیفتاده گریه کردن و بغض کردن...

حس میکنم درمانم اینه خودمو بکوبم و از نو بسازم! از اول ِ اولش...

ولی انرژی واسه انجام اینکارو ندارم.

من این مهسا رو هیچوقت دوست نداشتم و نتونستم باهاش کنار بیام.

حالا انگار بیشتر داره این قضیه خودشو نشون میده...

دوست دارم از همه چی انصراف بدم.

/ 6 نظر / 30 بازدید
دختر مشرقی

ای وای ... یاد خودمو اون روزا افتادم. بهت حق میدم چون خودم سال ها با این بحران سر و کله زدم. بحران من از 25 سالگی تموم شد. دیگه حس بدی نسبت به خودم نداشتم و تونستم با " من" جدیدم کنار بیام. الان نمیتونم 20 سالگیمو تحمل کنم. گاهی با خودم میگم وای یعنی من واقعا اون موقع در مورد فلان موضوع اون نظرو داشتم! خودم خندم میگیره. اما خب بزرگ شدن نیاز داره چند سالی آدم تاوان بده و به قول تو خودشو بسازه. تولدت مبارک مهسای عزیزم. قدر این سنتو بدون که فقط همین یه امساله که میتونی راه بری پز بدی بیست سالمه. پس به جای غصه خوردن لذتشو ببر. این بحران برای همه هست و فقط بذار بگذره.[قلب]

مینا

چقدر هم حسیم!!!!

سرويس وبلاگدهي پيشرو بلاگ

با سلام سرويس وبلاگدهي پيشرو بلاگ با امکانات فوق العاده شامل هر وبلاگ داراي يک فروشگاه و يک انجمن و يک چت روم اختصاصي در خدمت شماست. (بدون هيچ گونه تبليغات بر روي وبلاگها) http://pishroblog.ir پيشرو بلاگ

setaaaaaaayyyyyeeeesssshhhhh

مث من شدی[ناراحت] ناراحت نباش پاشو اهنگ بزار برقص[نیشخند]