تابستون

امتحانا و درسای این ترم حداقل واسه من سخت تر از هر ترمی بود -_-

هرچی ترم پیش به نظرم امتحانا آسون بود استادا نمره دادنشون عالی،این ترم شدیدا سخت و نمره ها هم که بماند...

پریروز بعد امتحان آخری یه بار خیلی سنگین از رو دوشم برداشته شد،فعلا که رفتم تو فاز استراحت :-D

تا الان نمره ی دو تا از درسام مونده که خیلی هم حیاتیه،ایشاا... که به خیر بگذره !

طبق معمول بعد از هر امتحانی الان با یه اتاق مواجهم که رو زمینش جای خالی نیست که پاتو بزاری و فعلا در حال در کردن خستگی بعد امتحانم و حوصله ی هیچ کاری رو ندارم.

جدا از همه ی اینا نصفش گذشت ! به همین سادگی به همین سرعت...اصلا باورم نیمشه که چهارترم تموم شد.

انگار همین دیروز بود که گیج و منگ توی راهروی دانشکده دنبال کلاسام میگشتم و اصلا نمیدونستم چی به چیه.

این ترمم با همه ی خوبیا و بدیاش گذشت،نمیتونم مقایسه کنم و بگم این ترم بهتر بود یا ترم پیش..هر کدوم از یه نظرایی برام خوب بودن ولی استادا و کلاسای ترم پیشو خیلی بیشتر دوست داشتم.

این تابستون و وقفه ی بین این دو ترم میتونه برام خیلی مهم باشه...یعنی همیشه مهم بوده ولی...

چمیدونم!

همیشه بیشترمون واسه تعطیلاتمون اونم از نوع تابستون یه برنامه ی حسابی و یه تابستون ِ اکتیو رو تصور میکنیم ولی نود درصد موارد با شکست رو به رو میشه-_-

امیدوارم روزای خوبی در پیش باشه.

/ 4 نظر / 35 بازدید
حانیه

تازه چی فک کردی تو نخوای هم من کلی برات برنامه دارم??

مترسک

الان من توی تابستون مابین ترم آخر و استارت خوندن کنکور ارشدم [خنثی] ایده‌ای واس تابستون من نداری؟ [نیشخند]

مترسک

من که درس نمی‌خونم [نیشخند] اگرم بخونم پاییز به بعد، تازه اونم، شاااااید! این «شاید» رو با لهجه کلاه قرمزی بخون [نیشخند]