کنکووووور !!
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: کنکور ،مشاوره ،تست ،تاستون

هرکی که به آدم میرسه یه چیزی میگهافسوس

مثل یه کسی که از همه چی آگاهه رفتار میکنن و نظر میدن غافل از اینکه همین نظر ممکنه روح و روان طرف رو به هم بریزهقهر

والا یکی از آشناها بود در مورد این پرسید که چی میخوای بخونی منم گفتم فعلا روان شناسی مدنظرم هستاز خود راضی

شروع کرد به گفتن اینکه نرو که آینده ی کاری نداره اشتباه نکن الان همه چی بستگی به پول دارهخنثی

یه رشته ی پول ساز مثل حقوق و حسابداری یا مدیریت بازرگانی برو و به علاقت کار نداشته باش و ......خنثی

بعدم میگه اتفاقا چهرت جدیه به رشته ی حقوق بیشتر میخوریخنثی

اصلا کجای چهره ی من جدیه هاااااااااااااااااااااااانخنثی

وقتی خبر نداری من چقدر دل رحم و حساس تشریف دارم چرا میگی؟فقط کافیه یه صحنه یی ببینم مثلا یه گدا ببینم اینقدر میرم تو فکر و دلم میسوزه و داغون میشم..قهر

خلاصه کلا فکر و روانم رو ریخت به هم و کاملا دودل شدم و گفتم حتما باید پیش یک مشاور برم و اینطوری نمیشهشیطان

از آخر یکی از معلما که مشاورم هستن برام یه وقت گزاشتن و رفتم خونشون

خیلی خوب بود حداقل مسیرمو مشخص کردم و این تفکر های غلط ازم جدا شدفرشته

و تصمیم شد بر همون روانشناسی و ضریبای درسا هم که فهمیدم خیلی خوشحال شدم چون عربی ضریبش یک بود !!عینک

مهم تریناش ریاضی و روانشناسی و علوم اجتماعی بود.نیشخند

یه برنامه ریزی کلی و اینکه چجوری باید بخونم برام نوشتن و از این شنبه قرار شروع کنم

و به توصیشون احتمالا کلاس زبان بعد این ترم دیگه نمیرمناراحت

و قرار شد صبح ها فعلا دو ساعت و عصر ها هم دوساعت بخونم و از سال دوم هم شروع کنم

 و باید یکی از این آزمون های دو هفته ای یا سه هفته ای شرکت کنم که خوب خیلی ها گفتن سنجش ولی بدبختی نمیدونم از کجا باید ثبت نام کنم تو اینترنت هم چیزی در موردش نیستمتفکر

و اینکه چند تا درس مهم رو کلاس بردارممژه

و کتاب های جانبی هم واسه تستای کنکور بگیرم شیطان

و اگه خودم خواستم هر دوهفته یا هر زمانی برم پیششون

و کلا برنامه هایی که داشتم واسه این تابستون که کلاسای مختلف برم به هم ریخت ولی خوب یک سال باید تلاش کنم تا سال دیگه همین موقع راضی باشم !لبخند

راستش اونقدر انرژی ندارم که بگم الان منتظرم شنبه بیاد که من حسابی درس بخونم و یه کم میترسم ولی خوب تمام تلاشمو میکنم ناراحت

و کارم وقتی سخت تر میشه که فقط به فکر یه دانشگاه خیلی خوبم و اینکه حاضر نیستم رشته یی رو که دوس ندارم مثل خیلی ها ادامه بدم..

خیلی استرس دارم خدایا کمکناراحت

پی نوشت :راستی بعد این همه مدت تصمیم گرفتم نظرات این پست رو آزاد بزارم البته اونم نیازمند تایید من !لبخند

حالا ببینم این پست چطور پیش میره شاید از این به بعد همین کارو کردم شایدم نه مثل همیشه نظرات غیر فعال بود! چشمک

خلاصه اگه خواستید میتونید نظر بزارید

اینقدر ذهنم درگیر و داغون بود یادم رفت بگم:

عیدتون مبارک...هورا